پدرام و پرینازپدرام و پریناز، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

دل نوشته های خودم تقدیم به دو دلبند عزیزم پدرام و پریناز

پرتغال خوردن پسرم در خواب ناز

سلام عزیزای دلم خیلی وقته که براتون مطلب نگذاشتم جیگرای مامان امشب یک کاری کردین که بخدا انقدر جالب بود برام که حد و حساب نداره شماها الان 15 ماهه هستین امشب پدرامم ،وقتی خواب بودی پرینازم ،رفتی و دهن داداشت  پرتغال گذاشتی و پدرام گلم تو خواب انقدر خوشگل پرتغال رو خوردی و تفاله اش رو انداختی بیرون بعدشم دهنت باز بود منتظر بودی دوباره بخوری و جالب اینه که همه این کارا رو تو خواب کردی  واقعا صحنه زیبایی بودی خیلی خیلی لذت بردم   ...
1 دی 1393

ترشی درست کردن مامانی برای شما

سلام جیگل های مامانی انقدر که مامانی عاشقتونه برای شماها تو سن 14-13 ماهگی ترشی درست کردم وقتی یک بار بهتون ترشی دادم دیدم خیلی دوست دارین براتون ترشی درست کردم البته موادشو خیلی خیلی ریز کردم و توش  فلفل و سرکه نریختم  از وقتی فهمیدم ترشی دوست دارین گفتم بابایی موادشو بگیره منم تا نزدیک صبح نشستم براتون درست کردم البته با کمک مامان رویا جونتون بازم مثل همیشه میگم خیلی دوستتون دارم حاضرم جونمو فداتون کنم    ...
20 آبان 1393

راه افتادن گل های مامانی

سلام خوشگل های مامانی شما گل های مامانی از 9-8 ماهگی با دست گرفتن از مبل راه میرفتین تا سن 13 ماهگیتون که بطور کامل راه رفتین الهی قربون راه رفتن خوشگلتون بشم الهی مامانی فدای شما دو تا گل زیبا بشه وقتی راه میرین همش قربون صدقه تون میرم چون خیلی خیلی دوستتون دارم   ...
20 آبان 1393

برای اولین بار پیتزا خوردین

دیشب برای اولین بار با بابایی و مامانی با شما دو تا گلم پیتزا خوردیم با هم دیگه رفتیم پیتزا کندز برای من و بابایی بهترین غذایی بود که تا حالا تو بیرون خورده بودیم چون شما دو تا گلم با ما نوش جان کردین الهی قربونتون بشم ،شیرین های مامانیییییییییییییییییییییییی   ...
18 آبان 1393

تولد یک سالگی عشق های زندگیم

سلام جیگرای مامانی ،قربون شکل ماهتون بشم امروز به سلامتی یک ساله شدین پارسال این موقع بهترین هدیه های زندگیمو خدا بهم داد که اون هدیه های زیبا شما دو تا بودین واقعا از صمیم قلب دوستتون دارم امیدوارم تولد 120 سالگیتون رو با هم جشن بگیرین مامانی عاشقتونه عزیزای مامانننننننننننننننننننننننن ...
12 شهريور 1393

یاد اون روزای آخر حاملگیم بخیر........

واقعا یادش بخیر پارسال این موقع ها.....................  پارسال این موقع یعنی ساعت نزدیک 2 صبح 26 مرداد1392 من طبق معمول بیداربودم با شما دو تا گلم البته فرقش با الان این بود که اون موقع توی شکمم بودین الان بیرون شکمم وروجک هستین پارسال این موقع داخل شکمم تا حدی تکون میخوردین که حرکاتتون خیلی واضح و روشن بود همه می تونستند ببینند مخصوصا نصفه شبا ،دو ماه آخر بیشترین حرکاتتون مربوط به نصفه شبا بود و منم نمی تونستم با این حرکت ها بخوابم منم تا صبح بیدار بودم حالا اگه دوست دارین برین بقیه شو بخونین تا صبح بیدار می موندم کتاب می...
26 مرداد 1393

مریض شدن شدید هر 3تامون همزمان

سلام های جیگرهای مامانی چند روز پیش فکر کنید هر سه تامون به شدت مریض شده بودیم پدرامم صبح بیدار شدم دیدم تب کردی طوری تب داشتی که تا چند روز حتی چهار دست و پا هم نمی تونستی بری خیلی نگرانت شده بودیم و پرینازم تو هم یک دفعه کل بدنت حتی کف دست و پات پر از دونه قرمز شد خیلی وحشتناک شده بودی هر کی می دیدت می گفت سرخک گرفتی حالا اگه دوست دارین برین بقیه شو بخونین     واکسن سرخک رو در 12 ماهگی می زنند و تو گل من هنوز 11 ماهه بودی از نگرانی داشتم دق می کردم آخه سرخک طبق تحقیقاتم بیماری بسیار خطرناک و واگیرداریه و خط...
26 مرداد 1393

اولین کلمات واضحی که گفتین

سلام عشق های مامانی پرینازم تو چند روز پیش یعنی در سن 10 ماهگی خیلی واضح گفتی خدا خدا خداااااااااااااااااااااا و پدرامم تو هم دیشب خیلی واضح گفتی بابا و مامان یعنی هر دو تاتون خیلی واضح گفتین ولی کلمه زیاد میگین ولی واضح نیست انشاالله خدا خودش حفظتون کنه بازم مثل همیشه میگم خیلی دوستتون دارممممممممممممممممم ...
6 مرداد 1393

سر و کله زدن من با شیطونی هاتون

سلام عشق های مامانی امروز میخوام از شیطونی های شما براتون بگم الان شماها 10 ماه و 16 روزتونه ،عسل های من شماها خیلی خیلی ماشاالله شیطونی می کنید جوری که من و مامان رویاتون یکسره باید دنبال شماها باشیم تازه هنوز راه نمیرین یکیتون از این مبل بالا میره و یکی دیگه از مبل دیگه بعد خودتون رو پرت می کنید پایین تازه ما سعی کردیم بیشتر وسایل رو جمع کنیم ولی شما ها یا از تلویزیون بالا میرید یا مبل یا هر چیز دیگه یعنی باور کنید یک دقیقه استراحت ندارم الانم که دارم می نویسم چون باباتون خونه است برین بقیه شو بخونید وروجک هاااااااااااااااااااااااااااااااا شب ها تا ...
28 تير 1393